ترانه علیدوستی در خانواده نسبتا شناختهشدهای بهدنیا آمد و پدرش حمید علیدوستی از بازیکنان و مربیان فوتبال خوشنام است و مادرش، که ترانه شباهت کمنظیری به او دارد، «نادره حکیمالهی»، مجسمهساز و نقاش است. با وجود این، آنها تاثیر مستقیم چندانی در موفقیتهای هنری دخترشان نداشتند.
ترانه وقتی در تهران به دبیرستان میرفت و مشغول تحصیل در رشته علوم تجربی بود، بهدلیل علاقه به بازیگری در کلاسهای بازیگری امین تارخ مشغول آموختن فنون بازیگری شد و در سال ۱۳۷۹ وقتی حبیب رضایی برای رسول صدرعاملی دنبال نوجوانی برای بازی در فیلم «من، ترانه ۱۵ سال دارم» میگشت، «ترانه علیدوستی» را دید و برای بازی در نقش «ترانه پرنیان» پسندید. اندکاند کسانی که در همان بازی اولشان نقش اول فیلمی را بگیرند و اندکترند کسانی که بتوانند این راه را ادامه دهند و بسیار اندکاند کسانی که در همان نقش اول، برنده جایزه شوند و به جشنوارههای جهانی راه پیدا کنند و ترانه علیدوستی یکی از این نوادر بود که در همان اولین کارش نقش اول بازی کرد و سیمرغ بلورین برد و به جشنواره فیلم لوکارنو راه یافت.
در جشنواره فیلم لوکارنو، در حالی که بازیگر مهمی مانند مهتاب نصیرپور دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برنده شد، او پلنگ برنزی بهترین بازیگر زن را با خود به خانه آورد. با اینکه این موفقیتها کافی بود تا او بتواند فوری برای پروژههای دیگری جلوی دوربین برود، اما این کار را نکرد، به صحنه تئاتر رفت و در نمایش «فنز» بازی کرد و بعد به کلاسهای حوزه هنری رفت و فیلمنامهنویسی خواند و سرانجام در سال ۱۳۸۲ در «شهر زیبا»ی اصغر فرهادی در نقش فیروزه ظاهر شد و همینطور بعد از آن، از پلههای ترقی و شهرت بالا و بالاتر رفت و در سینمای پیچیدهای که باید بیش از هر هنری، هنر بندبازی بیاموزی، راه خود را با لغزشهایی کوچک و بزرگ ادامه داد.

تعليق